loading...

میثم نت

بازدید : 479
شنبه 12 مهر 1399 زمان : 20:23

کارآفرینی چه چیزی است؟ شما احتمالا فکر می کنید که پاسخ آشکار است، و تنها یک دانشگاهی به خود زحمت می دهد که این سوال را بپرسد. به عنوان یک استاد، گمان می کنم من به جرم ضرب کلمات گناهکار هستم. اما مانند اصطلاحات «استراتژی» و «مدل کسب و کار»، کلمه کارآفرینی الاستیک است. برای برخی، آن را به استارتاپ های سرمایه گذاری خطرپذیر حمایت و کین خود اشاره دارد؛ برای دیگران، به هر کسب و کار کوچک. برای برخی، "کارآفرینی شرکتی" فریاد تجمع است؛ برای دیگران، یک اکسی مورون.

تاریخ واژه کارآفرینی جذاب است و اندیشمندان در واقع معنای آن را تجزیه کرده اند. من نتایج را به شما می بخشم، و به جای آن روی تعریفی که در مدرسه کسب و کار هاروارد استفاده می کنیم تمرکز می کنم. توسط پروفسور هاوارد پدرخوانده مطالعات کارآفرینی در HBS فرموله شده است. به گفته استیونسون، کارآفرینی پیگیری فرصت فراتر از منابع کنترل شده است.

"تعقیب" دلالت بر تمرکز مفرد و بی امان دارد. کارآفرینان اغلب پنجره کوتاهی از فرصت را درک می کنند. آنها باید پیشرفت ملموس برای جذب منابع نشان دهند و صرف گذشت زمان ترازهای نقدی محدودی را مصرف می کند. در نتیجه کارآفرینان احساس فوریت دارند که به ندرت در شرکت های تثبیت شده دیده می شود، جایی که هر فرصتی بخشی از یک پرتفوی است و منابع به آسانی در دسترس هستند.

«فرصت» دلالت بر پیشکش دارد که به یک یا چند روش رمان است. فرصت ممکن است مستلزم: 1) پیشگام یک محصول واقعا نوآورانه; 2) برنامه ریزی یک مدل کسب و کار جدید؛ 3) ایجاد یک نسخه بهتر یا ارزان تر از یک محصول موجود؛ یا 4) هدف قرار دادن یک محصول موجود به مجموعه های جدید از مشتریان. این نوع فرصت ها متقابلاً انحصاری نیستند. به عنوان مثال، یک سرمایه گذاری جدید ممکن است یک مدل کسب و کار جدید برای یک محصول نوآورانه به کار گرفته شود. به همین ترتیب، فهرست بالا مجموعه جمعاً جامع فرصت های موجود در اختیار سازمان ها نیست. بسیاری از فرصت های بهبود سود رمان نیست - و در نتیجه کارآفرینی نیست -به عنوان مثال، بالا بردن قیمت یک محصول و یا، هنگامی که یک شرکت دارای یک استراتژی فروش مقیاس پذیر، استخدام reps بیشتر است.

"فراتر از منابع کنترل شده" دلالت بر محدودیت منابع دارد. در آغاز یک سرمایه گذاری جدید، بنیانگذاران آن تنها سرمایه انسانی، اجتماعی و مالی خود را کنترل می کنند. بسیاری از کارآفرینان bootstrap : آنها نگه داشتن هزینه ها را به حداقل برهنه در حالی که سرمایه گذاری تنها زمان خود و ، در صورت لزوم ، بودجه شخصی خود را. در برخی موارد، این کافی است برای آوردن یک سرمایه گذاری جدید به نقطه ای که در آن می شود خود پایدار از جریان نقدی داخلی تولید شده است. با اکثر سرمایه گذاری های بالقوه بالا، با این حال، بنیانگذاران باید منابع بیشتری را نسبت به آنچه شخصاً کنترل می کنند بسیج کنند: سرمایه گذاری در نهایت نیاز به امکانات تولید، کانال های توزیع، سرمایه کاری، و مانند آن خواهد داشت.

از آنجا که آنها در حال دنبال کردن یک فرصت جدید در حالی که فاقد دسترسی به منابع مورد نیاز هستند، کارآفرینان با خطر قابل توجهی مواجه هستند که در چهار نوع اصلی می آید. ریسک تقاضا مربوط به تمایل مشتریان آینده نگر به اتخاذ راه حل پیش بینی شده توسط کارآفرین است. خطر فناوری زمانی بالا است که مهندسی یا پیشرفت های علمی مورد نیاز برای به ارمغان آوردن یک راه حل برای نتیجه. ریسک اجرا مربوط به توانایی کارآفرین در جذب کارکنان و شرکایی است که می توانند برنامه های سرمایه گذاری را اجرا کنند. ریسک تأمین مالی مربوط به این است که آیا سرمایه خارجی با شرایط معقول در دسترس خواهد بود یا خیر. وظیفه کارآفرین مدیریت این عدم قطعیت است، در حالی که تشخیص می دهد که خطرات خاصی نمی تواند تحت تأثیر اعمال آنها قرار گیرد.

کارآفرینان با گرفتن-22 روبرو هستند. از یک سو کاهش ریسک بدون منابع می تواند دشوار باشد. به عنوان مثال، سرمایه خارج ممکن است برای توسعه و بازار یک محصول مورد نیاز باشد و در نتیجه نشان دهد که خطرات فنی و بازار محدود است. از سوی دیگر، متقاعد کردن صاحبان منابع به تعهد به سرمایه گذاری زمانی که خطر هنوز بالا است، می تواند دشوار باشد. کارآفرینان استخدام چهار تاکتیک در مقابله با این گرفتن - 22 :

  • آزمایش بدون چربی اجازه می دهد تا آنها را به حل و فصل خطرات به سرعت و با هزینه های منابع محدود، با تکیه بر محصول قابل دوام،" است که، کوچکترین مجموعه ممکن از فعالیت های مورد نیاز برای آزمایش دقیق فرضیه مدل کسب و کار است.
  • سرمایه گذاری مرحله ای اجازه می دهد تا کارآفرینان به پرداختن به خطرات به طور پی در پی، expending تنها منابع مورد نیاز برای دیدار با نقطه عطف داده شده-قبل از ارتکاب منابع مورد نیاز برای رسیدن به نقطه عطف بعدی.
  • همکاری به کارآفرینان اجازه می دهد تا منابع سازمان دیگری را اهرم مالی کنند و در نتیجه خطرات را به احزابی که بهتر قادر/مایل به تحمل آن ها هستند، منتقل می کند. در تنوعی از این تاکتیک، کارآفرینان منابع را اجاره می کنند تا هزینه ها را متغیر نگه دارند و از پرت های ثابت بزرگ مرتبط با مالکیت منابع جلوگیری کنند.
  • "قصه گویی" توسط کارآفرینان - conjuring چشم انداز از جهان بهتر است که می تواند در مورد سرمایه گذاری خود را به ارمغان آورد - می تواند صاحبان منابع را تشویق به کاهش خطرات و در این روند مرتکب منابع بیشتر از آنها اگر آنها الهام گرفته نشده بود. به عنوان مثال استیو جابز به خاطر «زمینه تحریف واقعیت» که از طریق آن کارمندان، شرکا و سرمایه گذاران را اخراج کرد تا برای کمک به تحقق رویاهایش به طول های فوق العاده ای بروند، مشهور بود.

پس آیا تعریف استیونسون از موضوع کارآفرینی، از نظر عملی؟ من استدلال می کنم که آن را می کند، به دو دلیل. ابتدا کارآفرینی را رویکردی متمایز برای مدیریت می بیند تا یک مرحله خاص در چرخه زندگی یک سازمان (به عنوان معنی استارتاپ)، نقشی خاص برای یک فرد (به عنوان یکی از بنیانگذاران)، یا صورت فلکی ویژگی های شخصیتی (مانند، استعداد ریسک پذیری؛ ترجیح استقلال). در این دیدگاه کارآفرینان را می توان در بسیاری از انواع مختلف کارآفرینی سازمان ها از جمله شرکت های بزرگ یافت. که باید دلگرم کننده باشد اگر شما معتقدید که کارآفرینی موتور توسعه اقتصادی جهانی و نیرویی برای تغییر مثبت در جامعه است.

دوم، تعریف یک راهنما برای اقدام کارآفرینانه فراهم می کند؛ این اشاره به تاکتیک کارآفرینان می توانند برای مدیریت ریسک و بسیج منابع. یکی از دانش آموزان سابق من آن را به خوبی قرار داده زمانی که خواسته می شود به مشاوره به کارآفرینان "برای من، 'به دنبال فرصت فراتر از منابع کنترل شده' خلاصه کاملا آنچه که من روز به روز انجام می دهند. شما باید مبتکر، خلاق، فرصت طلب و متقاعد کننده باشید، زیرا به ندرت منابع کافی دارید. در آغوش گرفتن این تعریف به من در نقشم کمک می کند.»

منبع

بازدید : 8
يکشنبه 5 اسفند 1403 زمان : 13:53

تجارت الکترونیکی 3.0 عکس از Klarnaby: دیوید Sandstrom ، مدیر ارشد بازاریابی ، کلارا مصرف کنندگان امروز انتظار دارند که تجربیات متناسب ، سرپرستی و مارک های اکنون در حال دستیابی به آینده باشند تا آینده ای از خرید را ارائه دهند که شامل شخصیت های بیش از حد و تجربیات مبتنی بر AI باشد. در یک بررسی 2022 ، Salesforce گزارش داد که 73 ٪ از پاسخ دهندگان انتظار دارند که شرکت ها نیازها و انتظارات منحصر به فرد خود را درک کنند ، و بیش از نیمی از فکر کردن شرکت ها باید تا آنجا که پیش بینی می کنند پیش بروند. برای رسیدن به دنیای واقعاً شخصی که در آن مارک ها ، مردم و کالاها به هم پیوسته اند ، سه مرحله از تجارت الکترونیکی وجود دارد که معتقدم قبل از دستیابی به تجربه نهایی خرید باید از طریق آن حرکت کنیم. تجارت الکترونیکی 1.0: افرادی که در جستجوی کالاها هستند ، جهان غربی در حال حاضر در مرحله تجارت الکترونیکی 1.0 است که با یک تجربه خرید معامله ای مشخص می شود که در آن مصرف کنندگان کالای مورد نظر خود را جستجو می کنند. این که آیا این شیر را از فروشگاه مواد غذایی انتخاب می کند یا به دنبال یک جفت کفش ورزشی بصورت آنلاین است ، عمل جستجوی پیشرو برای محصول یکسان است. در حالی که وب سایت ها به مرور زمان در پیچیدگی خود تکامل یافته اند ، تجربه خرید اساسی تجارت الکترونیکی برای دو دهه گذشته تا حد زیادی بدون تغییر باقی مانده است. در مقایسه با آسیا ، تجربه تجارت الکترونیکی بسیار متفاوت است. به عنوان مثال ، در چین ، چند سال پیش 80 ٪ از خریدهای آنلاین با جستجو و 20 ٪ توسط توصیه های محصول هدایت می شدند. در حالی که اکنون برعکس با 80 ٪ خریدهای آنلاین ناشی از توصیه های محصول صادق است. که ما را به مرحله بعدی ما می رساند. تجارت الکترونیکی 2.0: کالاهایی که در جستجوی افراد با تجارت الکترونیکی 2.0 هستند ، شاهد ظهور موتورهای توصیه و فیدهای محصول بیش از حد شخصی هستیم. تصور کنید که برای وارد کردن یک جستجوی جستجو برای یک محصول خاص وارد شوید ، فقط با توصیه های نامحدود محصول که حتی نمی دانستید که می خواستید یا به آن نیاز دارید ، مورد استقبال قرار می گیرید. یا اگر می توانستید عکسی از ساعت همکار خود را اسکن کنید و مقایسه محصولات بی شماری را با موارد مشابه در بهترین نقاط قیمت دریافت کنید؟ بسترهای نرم افزاری مانند Taobao Alibaba ، بزرگترین بازار آنلاین چین ، قبلاً با ترکیب شخصی سازی ، سرگرمی و پیمایش نامحدود ، تجارت الکترونیکی 2.0 را پذیرفته اند تا شیوه خرید و پرداخت مردم را تغییر دهند ، و مدت زیادی نگذشت که غرب پیروی کند. مشاغل مسلح به داده های خرید در سطح SKU از مزیت مشخصی در رانندگی تجربیات متناسب برخوردار هستند. در حال حاضر ، فقط تعداد معدودی از شرکت ها دارای ترکیب کاملی هستند که برای موفقیت در این فضا لازم است. به عنوان مثال ، کارتهای اعتباری سنتی ممکن است بدانند که مصرف کنندگان در کجا خرید می کنند ، اما موارد دقیقی را که خریداری می کنند نمی دانند. سیستم عامل های رسانه های اجتماعی ممکن است بدانند که آیا مصرف کنندگان روی یک لینک کلیک می کنند ، اما در صورت خرید این خرید نیست. و موتورهای جستجو ممکن است داده هایی را در مورد قصد خرید نگه دارند ، اما فاقد انتساب کامل هستند. سپس سوال اعتماد وجود دارد. من به عنوان یک مصرف کننده ، آیا من هنگام جستجوی یک محصول ، نتایج واقعاً بی طرفانه ای را می بینم ، یا می بینم که محتوای و الگوریتم های حامی مالی را می بینم که پیوندها را برای درآمد تبلیغات بهینه می کنند؟ در همین حال ، خرده فروشان در حال افزایش هزینه های خود برای رقابت برای شماره یک نقطه هستند. این ممکن است یکی از دلایلی باشد که 52 میلیارد دلار در سال 2023 در شبکه های رسانه ای خرده فروشی هزینه خواهد شد. بیشتر از حساب های پس انداز با بازده بالا از Forbes Advisorbest سپتامبر 2023bykevin paynecontributorbest 5 ٪ حساب پس انداز سود در سپتامبر 2023bycassidy hortoncontributore-commerce 3.0: اتصال کالاها با افراد اگر مرحله اول تجارت الکترونیکی در جستجوی بود دروغ با سازندگان. در حالی که اقتصاد خالق امروز زنده و پر رونق است ، اما در هیچ کجا نزدیک به پتانسیل کامل خود نیست. امروزه ، خرده فروشان و فروشگاه ها هنوز واسطه اصلی بین مردم و محصولات هستند که با کمپین های تأثیرگذار پولی پاشیده شده اند. مارک هایی مانند Burberry در حال تصور مجدد فروشگاه های فیزیکی آینده از طریق عناصر تعاملی اجتماعی تر برای مصرف کنندگان هستند ، در حالی که دیگران مانند Lancome به دنبال گسترش مخاطبان با مشارکت های تأثیرگذار با Emma Chamberlain هستند. در آینده ، مارک ها و فروشگاه ها بخشی از این ترکیب خواهند بود ، اما سازندگان به عنوان بازیگران اصلی در اتصال کالاها و افراد ، هدایت می کنند تا شیوه معامله فعلی خرید را به تجربیات معنی دار ، مرتبط و سرگرم کننده تبدیل کنند. براساس آینده اخیر گزارش خرده فروشی توسط کلارنا ، 26 ٪ از ژنرال Zers و Millennials ما آینده ای را تصور می کنند که تجربه خرید آنقدر سفارشی و هدایت شده توسط هوش مصنوعی باشد که در صورت انجام آنها دیگر نیازی به انجام خرید نخواهد داشت. می خواهم در این آینده ، هوش مصنوعی ترجیحات ، سلیقه های منحصر به فرد خود را می فهمد و با چنین دقت می خواهد که بتواند به طور مستقل در روند کشف و خرید حرکت کند. سپس اکوسیستم مانند این با سازندگان محتوا و اشکال مختلف رسانه ای برای برجسته کردن محصولات به روش های لذت بخش تر و ایجاد تجربه کلی خرید نرم تر خواهد بود. الهام بخش و تمایل دیگر با رسیدن به تجارت الکترونیکی 3.0 از پرداخت و معامله جدا نمی شوند. موتورهای توصیه شده با هوش مصنوعی که توسط داده های سطح SKU تغذیه می شوند ، فرصتی برای درگیری بی نظیر مصرف کننده بین خرده فروشان ، سازندگان و محصولات خود ایجاد می کنند. شرکت هایی که این روندها را پذیرفته و در فن آوری های مناسب سرمایه گذاری می کنند ، برای موفقیت در موقعیت خوبی قرار می گیرند. ... دیوید ساندستروم مدیر ارشد بازاریابی تولید محتوا گیمینگ در کلارا است. در مورد بازاریابی "در بازاریابی" ، چشم انداز و بینش صداها از سراسر شبکه CMO Forbes را نشان می دهد. "> بازاریابی

بازدید : 10
جمعه 26 بهمن 1403 زمان : 18:17

هوش مصنوعی ، موفق ترین برند همه زمان ها Gettythe موفق ترین کمپین برندسازی در همه زمان ها "هوش مصنوعی" یا هوش مصنوعی است. این برند که در سال 1955 اختراع شده است ، فراز و نشیب ها ، اعتیاد به مواد مخدره بیش از حد و اکتشاف نزدیک را تجربه کرده است. به تازگی ، آن را دوباره به عنوان نام تجاری بسیار محبوب برای یک رویکرد موفق برای وقف رایانه ها با هوش به ظاهر مانند انسان ، دوباره ظاهر شده است ، رویکردی که هیچ ارتباطی با روشی که توسط بنیانگذاران این حوزه ترویج می شود ، ندارد. با این حال ، آنچه در طی 7 دهه گذشته ثابت مانده است ، واکنش های عاطفی به برند است - حساسیت و ادعای ، ترس و خیال ، وحشت و (انسانی) توهم. جان مک کارتی ، استادیار 27 ساله ریاضیات در کالج دارتموث ، این اصطلاح را در پیشنهاد 1955 برای "یک پروژه تحقیقاتی تابستانی در مورد هوش مصنوعی" ارائه داد. تعریف او از هوش مصنوعی ، که تا به امروز فقط با تغییرات جزئی توسط محققان و ناظران هوش مصنوعی تکرار شده بود ، "ساخت یک ماشین به روش هایی بود که اگر یک انسان چنین رفتار کند ، هوشمند خوانده می شود." درست قبل از ارسال این پیشنهاد ، مک کارتی با کلود شانون کتابی با عنوان Automata Study همکاری کرد. بیوگرافی مک کارتی در وب سایت جایزه تورینگ - که در سال 1971 به دلیل مشارکت خود در هوش مصنوعی دریافت کرد - این موارد با توجه به اینکه وی "کمی برای پفری استفاده می کرد ، جالب است که مشارکت گسترده وی در زمینه بازاریابی تولید محتوا تخصصی معلوم شد ، به طور خاص در انتخاب نام تجاری برای این زمینه. با توجه به اینکه عنوان کتاب مطالعات Automata باعث هیجان زیادی نمی شود ... او نام هوش مصنوعی را معرفی کرد ... و دید که این هم توسط افرادی که در این زمینه کار می کنند و هم عموم مردم پذیرفته شده است. " برندسازی یک استراتژی تجاری است که به مخاطب هدف دلیلی برای انتخاب محصولات این سازمان "در مورد رقابت ، با روشن شدن این مارک خاص و ندارد." در دهه 1950 و 1960 ، رقابت در این مورد بیش از بودجه برای تحقیقات و منابع دانشگاهی بود ، بیشتر مواردی که توسط دولت ایالات متحده ارائه شده است. در "دوقلوهای پیوسته: هوش مصنوعی و اختراع علوم کامپیوتر" ، مورخ توماس هیگ مزایای کمپین برندسازی را شرح می دهد: "[هوش مصنوعی] به عنوان یک مارک مورد استفاده محققان در مجموعه کوچکی از موسسات نخبه برای پیوند دادن کار خود آغاز شد. اهداف بلند ، پیروز شدن از تحقیقات و تقویت موقعیت خود در حوزه نوظهور علوم کامپیوتر. " اطلاعات بیشتر از Forbes Advisorbest حساب های پس انداز با بازده بالا از سپتامبر 2023bykevin paynecontributorbest 5 ٪ حساب پس انداز سود در سپتامبر 2023bycassidy hortoncontributortractracing تکامل همزمان تحقیقات AI و رشته جدید علمی کامپیوتر ، با بسیاری از زیر مجموعه های خود ، Any Asing " بزرگ به عنوان یکی از معتبرترین این زیرزمین ها ، "کمک به جذب استعداد و بودجه به بخش های علوم کامپیوتر با محققان برجسته هوش مصنوعی. "میراث قدرتمند" از برند موفق هوش مصنوعی ، می نویسد ، این است که "MIT ، استنفورد و کارنگی ملون هنوز هم به عنوان سه برنامه برتر دانشگاهی در ایالات متحده ، نه فقط برای هوش مصنوعی بلکه برای خود علوم رایانه قرار دارند." فراتر از آکادمی ، موفقیت برندسازی مک کارتی توسط شرکت هایی که رایانه هایی را که محققان هوش مصنوعی سعی در تبدیل شدن به ماشین های هوشمند داشتند ، تقلید کرد. دو کمپین برندسازی بسیار موفق توسط مهندسان تبدیل شده است که کارآفرینان با هدف جذب استعداد ، مشتریان و بودجه (در مورد آنها ، از سرمایه داران سرمایه گذاری و بازارهای عمومی و نه دولت) ایجاد شده است. بر خلاف کمپین برندسازی مک کارتی ، کمپین آنها شخصاً با آنها همراه شد که دیگران نام خانوادگی خود را در این برند قرار دادند: "قانون مور" و "قانون Metcalfe". کمپین "قانون مور" نبوغ مهندسان نیمه هادی را به یک قانون طبیعت تبدیل کرد و همه کسانی را که می خواستند متقاعد شوند (مخاطب مورد نیاز برای هر کمپین برندسازی) از مسیر صعودی غیرقابل توصیف از فناوری رایانه ، متقاعد می کند و منجر به دنیزن های سیلیکون ولی می شود. برای سلام و احوالپرسی هر ویژگی کوچک یا بزرگ (یا حتی ناچیز و به زودی فراموش شده) جدید و عملکرد رایانه ها با تعجب "این همه چیز را تغییر می دهد". کمپین "قانون Metcalfe" باعث "تأثیرات شبکه" شد و همه کسانی را که می خواستند متقاعد شوند که تنها چیزی که در تجارت فناوری اهمیت دارد ، رشد (مخاطبان) است و باعث می شود که دینیزان دره سیلیکون بر انجام همه کارها در مقیاس باشد. " مارک ها معمولاً توسط متخصصان بازاریابی ایجاد می شوند و بر همه جنبه های مثبت محصول یا شرکتی که تبلیغ می کنند تأکید می کنند. در مقابل ، سه مارک مورد بحث در اینجا (برای جلوگیری از سردرگمی غیر ضروری ، من از نامگذاری آنها "مارک های 3M" خودداری می کنم) ، هر دو واکنش مثبت و منفی ایجاد می کنم ، به روش "فناوری یک شمشیر دو لبه است". با این حال ، هوش مصنوعی حتی در مارک های شلوغ مربوط به فناوری نیز به عنوان برند که شدیدترین واکنش ها را به دست می آورد ، مثبت و منفی است. این امر قدرت ماندگار آن را طی 7 دهه گذشته توضیح می دهد. اما این تنها یک توضیح جزئی است زیرا رویاها (توهمات؟) در مورد ماشینهای هوشمند که می توانند مشکلات بشریت یا خود بشریت را از بین ببرند ، حداقل دو قرن قبل از اختراع "هوش مصنوعی" در کتاب ها ، فیلم ها و تخیل رایج شیوع داشته اند. برند. فقط یک مثال: در اوایل دهه 1830 ، هنگامی که چارلز بابیج در خانه لندن خود را به عنوان مدل از موتور تفاوت خود ، یکی از اولین رایانه های مکانیکی ، به نمایش گذاشت ، معاصران وی آن را "ماشین تفکر" نامیدند. چرا ما اینقدر مشتاق هستیم که دستگاه خود را در تصویر خود ایجاد کنیم؟ من همیشه مشکوک بوده ام که پاسخ این اعتقاد انسان مدرن است که انسان جایگزین خدا برای تسخیر بیشتر و بیشتر طبیعت ، از جمله طبیعت انسانی است ، و این علم (و مشتق آن ، فناوری) همان چیزی است که انسان ها را بسیار قدرتمند ، منطقی ، قادر و قادر می سازد. به آنها کمک می کند تا بر محدودیت های بسیار انسانی خود غلبه کنند. اما فقط اخیراً یکی از بهترین عبارات این دین مدرن را کشف کردم ، خطی که برند استوارت اولین نسخه از کاتالوگ کل زمین را باز کرد: "ما به عنوان خدایان هستیم و ممکن است در آن نیز خوب شویم." و وی در صفحه اول ادامه داد: "بینش باكمینستر فولر همان چیزی است كه این کاتالوگ را آغاز كرد: من خدا را در سازها می بینم و مکانیسم هایی كه با اطمینان و قابل اطمینان تر از بخشهای حسی محدود سازمانها انجام می شود." انسان ها مانند ماشین ها هستند ، انسان های ارگو را می توان در ماشین ها تکرار کرد و انسان می تواند این ماشین های شبیه انسان را ایجاد کند. این دین مدرن یا دقیق تر ، بعد مهم سیستم اعتقاد رواج فعلی جهان غرب است. دگم "ما به عنوان خدایان" در ریشه حباب ها و واکنشهای فناوری و پشت سر هم افزایش مکرر (بر اساس انتظارات غیرواقعی ، خیالات و هذیان) و سقوط (به دلیل عدم وجود انتظارات غیر واقعی ، خیالات و توهمات) "" هوش مصنوعی. " این دگم همچنین مسئول نوسان همزمان ، گاهی اوقات توسط همان افراد ، بین غرق شدن و دموریسم ، چه غیر منطقی ، در مورد آینده هوش مصنوعی و بشریت است. در حال حاضر در دهه 1950 ، IBM نمی خواست از ترس های مردمی که انسان در حال از دست دادن ماشین ها بود ، طرفداری کند ، "بنابراین این شرکت سالها بعد در مورد هوش مصنوعی صحبت نکرد ،" سالها بعد نوشت و به یاد آورد و به یاد آورد که او در 17 سال فعالیت IBM خود را در آنجا به یاد آورد. یک برنامه رایانه ای شطرنج را تهیه کرده و اصطلاح "یادگیری ماشین" را ابداع کرده است. قرار نبود فروشندگان IBM با گمانه زنی ها در مورد دستاوردهای آینده رایانه ، مشتریان را بترسانند. بنابراین IBM ، از جمله فعالیت های دیگر با هدف برطرف کردن این تصور که رایانه ها باهوش تر از انسان بودند ، از مجموعه میز فیلم حمایت مالی کردند و شامل "مهندس روش" (اسپنسر تریسی) می شود که داستانی و بی نظیر "مغز الکترونیکی" را نصب می کند ، و یک كتابدار شركت (كاتارین هپبورن) به همكاران اضطراب خود در بخش تحقیقات گفت: "آنها نمی توانند دستگاهی را برای انجام كار ما بسازند-در این مکان تعداد زیادی مرجع متقابل وجود دارد." در پایان فیلم ، او هم با رایانه و هم قلب مهندس مسابقه می دهد. این که جنبه های شرور برند هوش مصنوعی ، در امتداد افراد پرشور خود ، تا به امروز تحت تأثیر تصمیمات شرکت ها قرار گرفته است ، توسط IBM نشان داده شد که در سال 2014 ، با ایجاد یک واحد تجاری اختصاصی ، سعی کرد از واتسون برنده خطر خود سرمایه گذاری کند برنامه ها را بر اساس سیستم پاسخگویی سوال توسعه و فروش کنید. در حالی که به طور گسترده مورد بحث قرار گرفت ، دقیقاً مانند IBM که در سال 1997 به عنوان "هوش مصنوعی" به عنوان "هوش مصنوعی" برنده شطرنج شطرنج شد (به عنوان مثال "فن آوری ها مدتهاست که این نوع هوش مصنوعی را به عنوان یک گریل مقدس در نظر گرفته اند") ، IBM انتخاب کرد که اختراع کند نام تجاری جدید ، "محاسبات شناختی". مفاهیم منفی هوش مصنوعی دوباره IBM را به سمت امتناع از کمپین برندسازی هوش مصنوعی سوق داد و در عوض بر جنبه های "همکاری با انسان" و "تقویت انسان" از "محاسبات شناختی" تأکید می کند. این یک اشتباه نادر روابط عمومی برای IBM بود ، زیرا معلوم شد که دهه 2010 از نظر آغوش عمومی از فناوری رایانه ، زگیل ها و همه مانند دهه 1950 مانند دهه 1950 نبود. طی چند سال ، "هوش مصنوعی" یا "هوش مصنوعی" همه مارک های رقیب ، از جمله "محاسبات شناختی" IBM را از بین برد. مارک های رقیب ، که به زودی توسط هوش مصنوعی گرفتار می شوند ، شامل "یادگیری عمیق" می شوند. این نام تجاری بود که در سال 2007 ، در یک حرکت بازاریابی درخشان ، توسط جفری هینتون (امروزه که به عنوان "پدرخوانده AI" شناخته می شود) به روش توسعه هوش مصنوعی که وی از زمان دریافت دکترای خود تعقیب کرده است (در هوش مصنوعی) دنبال کرده است. در سال 1978. بر اساس رویکرد آماری ، یادگیری ماشین به نام "شبکه های عصبی مصنوعی" ، از زمان اولین نمونه اولیه خود در سال 1958 توسط نیویورکر به عنوان "اولین رقیب جدی برای مغز انسان که تاکنون ابداع شده است ،" ارتباطات "خوانده می شود. "با گزارش نیویورک تایمز که حامی آن ، نیروی دریایی ایالات متحده ، انتظار داشت که" بتواند راه برود ، صحبت کند ، ببیند ، بنویسد ، خود را تولید کند و از وجود آن آگاه باشد. " ارتباط گرایی بر این انتظارات بلند و هوش مصنوعی نمادین ، رویکرد رقیب برای توسعه هوش مصنوعی ، برای چهل سال آینده بر این زمینه حاکم شده است. موفقیت آن ، بیشتر از نظر دریافت کمک هزینه های تحقیق (و در مورد "سیستم های متخصص" ، همچنین سرمایه گذاری های VC را جذب می کند) ، صرف نظر از عدم موفقیت طرفداران خود در ارائه وعده های بزرگ خود. بزرگترین مروج کمپین برندسازی AI (در نسخه نمادین هوش مصنوعی خود) ، ماروین مینسکی ، در سال 1970 جایزه تورینگ را دریافت کرد. در همان سال ، مینسکی در مجله Life نقل شد و با "گواهی" گفت که "از سه تا هشت سالها ما یک دستگاه با هوش عمومی یک انسان متوسط خواهیم داشت. " مینسکی همچنین با پیش بینی صحبت های امروز درباره "Superintelligence" ، پیش بینی کرد که "هنگامی که رایانه ها کنترل کردند ، ممکن است هرگز آن را پس نگیریم. ما در رنج آنها زنده می ماند. اگر خوش شانس باشیم ، آنها ممکن است تصمیم بگیرند که ما را به عنوان حیوانات خانگی نگه دارند. " هنگامی که مقالات آنها در کنفرانس NIPS 2007 ، که در دهه 1980 برای محققان تحقیق در مورد شبکه های عصبی بیولوژیکی و مصنوعی تأسیس شد ، رد شد ، گروه کوچکی از اتصال دهنده ها یک کنفرانس خارج از کشور را ترتیب دادند و شرکت کنندگان را به مکان دیگری منتقل کردند تا در مورد کار خود بحث کنند ، رویکردی که طرفداران از یادگیری ماشین غالب و روشهای هوش مصنوعی در آن زمان که هنوز هم باستانی و کیمیاگری در نظر گرفته می شود. در آن نشست زیرزمینی ، جفری هینتون رویکرد خود را به عنوان "یادگیری عمیق" ، اصطلاحی که قبلاً به یادگیری ماشین و جوامع تحقیقاتی شبکه های عصبی مصنوعی معرفی شده بود ، اما اکنون به طور خاص نوع الگوریتم ها و فرآیند یادگیری ماشین را تعیین کرده است که هینتون و دانش آموزانش سالهاست که در حاشیه هوش مصنوعی کار می کنند. پنج سال بعد ، هنگامی که روش یادگیری عمیق با GPU ترکیب شد تا یک دستگاه "هوشمند" کارآمد تولید شود ، پیرامون به جریان اصلی تبدیل شد و ابتدا در شناسایی صحیح تصاویر موفق شد. پیروزیهای اضافی ، به ویژه در پردازش زبان طبیعی ، دوباره به وعده های ماشین آلات باهوش تر از انسان در آینده نزدیک و ظرافت این ماشین ها ، در بهترین حالت ، انسان را به عنوان حیوانات خانگی نگه می دارد. سرعتی که "یادگیری عمیق" برای اتوماسیون وظایف شناختی اضافی تکامل یافته است ، با سرعتی که در آن این برند جایگزین برند هفتاد ساله "هوش مصنوعی" شده است ، فراتر رفته است. از حدود سال 2016 یا بیشتر ، بحث عمومی در مورد سوء استفاده های جدید آن - و انتظارات تورم ، ترس ها ، خواستار مقررات - در اطراف "هوش مصنوعی" و نه "یادگیری عمیق" ، "یادگیری ماشین" یا هر نام تجاری دیگر متمرکز شده است. بشر "هوش مصنوعی" بهتر از نام تجاری رقیب این اعتقاد را نشان می دهد که انسانهای مدرن اسرار آفرینش را حل کرده اند و بسیار باهوش هستند و می توانند ماشینهایی را طراحی کنند که حتی از آنها باهوش تر باشد. احساسات قدرتمند "ما به عنوان خدایان" تضمین کرده است که "هوش مصنوعی" موفق ترین کارزار برندسازی در تمام دوران باقی مانده است. مرا در توییتر یا LinkedIn دنبال کنید. وب سایت من را بررسی کنید. GIL PressFollowingGil Press از سال 2012 فن آوری های نوظهور ، استارتاپ ها و همه چیز را به عنوان مشارکت کننده Forbes پوشش داده است. پیش از این ، وی سمتهای ارشد بازاریابی و تحقیقات را در NORC ، DEC و EMC برگزار می کرد. به عنوان مدیر ارشد ، بازاریابی رهبری فکر در EMC ، مطبوعات با راه اندازی مطالعات از UC برکلی و IDC ، مکالمه داده های بزرگ را آغاز کردند و پیش بینی میزان داده های ایجاد شده در سراسر جهان را برآورد و پیش بینی کردند. وی دارای یک MBA از دانشگاه شمال شرقی است و به عنوان یک تأثیرگذار برتر علوم داده و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مطبوعات را دنبال کنید تا غیر متعارف او تاریخ و آینده هوش مصنوعی و چگونگی خوردن داده ها را در جهان به دست می آورد. "> * استانداردهای تحریریه * تحسین های فوربس

بازدید : 31
پنجشنبه 25 بهمن 1403 زمان : 11:49

ایرپادهای اپل یک موفقیت بزرگ بوده است. به نظر می رسد از زمان عرضه اول، اپل مرتباً برای همگام شدن با تقاضا تلاش کرده است و AirPods را می توان به عنوان موفق ترین محصول اپل از زمان آیفون توصیف کرد. ایرپادهای اپل، مدل جدید - آیا نسخه آمازون مشابه خواهد بود؟ اپل ایرپادهای نسل دوم که ماه گذشته معرفی شدند، زمان مکالمه بیشتر، دسترسی هندزفری به دستیار شخصی مجازی، سیری و یک کیس شارژی بی سیم اختیاری را ارائه می دهند. اما گزارش جدید مارک گورمن از بلومبرگ نشان می‌دهد که اپل ممکن است برای همیشه بازار هدفون‌های هوشمند را تسلط نداشته باشد. ادعا می‌شود که آمازون در حال کار بر روی هدفون‌های بی‌سیم داخلی خود است و البته این هدفون‌ها به جای Siri به کلمه Alexa پاسخ می‌دهند. این گزارش می گوید که مدل آمازون برای نیمه دوم سال آماده می شود. حدس من این است که اگر آمازون از الگوی خود در دو سال گذشته پیروی کند، به این معنی است که سپتامبر در سیاتل اعلام شده است. گورمن می گوید که معادل آمازون به همان شیوه رفتار می کند و شبیه به ایرپاد خواهد بود. واقعا؟ آمازون طراحی صنعتی بسیار متمایز خود را دارد و محصولاتی را ارائه نمی دهد که شبیه به اپل باشد. همچنین، اگر دیگران به سادگی فکر کنند شما از AirPods استفاده می کنید، طراحی چیزی که مردم بپوشند، چه فایده ای دارد؟ من معتقدم که طراحی به احتمال زیاد متفاوت به نظر می رسد، حتی اگر عملکرد در برخی موارد مشابه باشد. Samsung Galaxy Buds در جعبه شارژ خود. سامسونگ با این حال، ادعای گورمن مبنی بر اینکه هدفون هدفون دی جی آمازون بدون گیره در اطراف گوش در گوش قرار می گیرد، کاملا قابل قبول به نظر می رسد. برای مشاهده تنوع ظاهری ممکن با این فرم فاکتور به Galaxy Buds سامسونگ و هدفون داخلی WF-SP700N سونی نگاه نکنید. یک قلاب گوش که در Beats Powerbeats Pro تازه معرفی شده یافت شده است، سبک متفاوتی را ارائه می دهد. مدل جدید آمازون ظاهراً یک تفاوت دیگر نیز خواهد داشت: کسانی که روی این پروژه کار می کنند به دنبال صدای بهتری نسبت به گوشی های داخلی اپل هستند. مثل همیشه در مورد محصولات دارای الکسای آمازون، یکی از مزایای اصلی این است که کاربران می توانند محصولات را به راحتی از آمازون سفارش دهند، به علاوه آب و هوا را از الکسا بپرسند یا البته به او دستور دهند که یک جوک (وحشتناک) به شما بگوید. اگر درست باشد، این اولین حرکت مهم در یک محصول آمازون الکسا خواهد بود که می‌توانید جدا از طیف تبلت Fire و بلندگوی داخل خودرو در حال حرکت از آن استفاده کنید. از این گذشته، برخلاف اپل و گوگل، هیچ گوشی هوشمند آمازونی وجود ندارد، زیرا انگشت پا آمازون در آب، تلفن Fire، فروش خوبی نداشت و تولید آن متوقف شد. اپل ایرپاد، نسخه جدید با کیس جدید اختیاری. دارای یک LED برای نشان دادن قابلیت شارژ بی سیم [+] آن است. اپل البته، نداشتن گوشی هوشمند خود که با آن جفت شود، مانعی است که اپل ندارد. با این حال، برنامه الکسا در گوشی های اندروید و اپل در دسترس است، بنابراین غیر قابل غلبه نیست. این کیس دارای یک باتری برای قابلیت شارژ مجدد است، اما هیچ اشاره ای به کیس قابل شارژ بی سیم نشده است. از نظر قیمت، محصولات الکسای آمازون معمولاً قیمت کمتری نسبت به اپل دارند، به ویژه به این دلیل که آمازون خوشحال است که بسیاری از آنها را با قیمت تقریباً تمام شده به فروش می رساند. اگر AirPods را دوست دارید اما تطبیق پذیری الکسای آمازون را به جای سیری ترجیح می دهید، این هدفون جایگزین جذابی خواهد بود. __________ اگر از این داستان لذت بردید، ممکن است این موارد را نیز دوست داشته باشید: اپل به تازگی قیمت هوم پاد را در سراسر جهان کاهش داده است اپل هدفون In-Ear را برای بهترین AirPods 2 عرضه کرد: Beats Powerbeats Pro ویژگی ECG اپل واچ در 19 کشور دیگر از جمله بریتانیا فعال می شود نحوه استفاده از آن ایرپادهای نسل دوم معرفی شدند: سیری هندزفری، شارژ بی‌سیم: همه آنچه باید بدانید اپل آی‌پد ایر، آی‌پد مینی خیره‌کننده را با پشتیبانی از مداد اپل نشان می‌دهد من را در توییتر یا لینکدین دنبال کنید. دیوید فیلان به دنبال من دو دهه است که در مورد فناوری می نویسم و به طور معمول از نحوه تغییر این بخش از نوآوری شگفت انگیز به تکرار مداوم شگفت زده شده ام. حوزه‌های تخصصی من فناوری پوشیدنی، دوربین‌ها، سرگرمی‌های خانگی و فناوری موبایل است. من همچنین به عنوان بازیگر کار می کنم و از اولین فیلم ماموریت غیرممکن، یک فصل در Shakespeare's Globe و بخشی در سری چهارم The Crown لذت می برم. من برای Daily Telegraph، Sunday Times، Daily Mail، Sun، Metro، Stuff، T3، Pocket-lint، Wareable.com و Wired نوشته ام. در حال حاضر بیشتر کارهای من به دور از فوربس در ایندیپندنت، ایونینگ استاندارد و مجله مونوکل ظاهر می شود. من را در اینستاگرام دنبال کنید: davidphelantech یا توییتر: @davidphelan2009."> * جوایز فوربس

بازدید : 381
شنبه 18 بهمن 1399 زمان : 18:37

چگونه بازاریابی دیجیتال در سال 2020 تغییر خواهد کرد

عصر نوآوری از زمان آغاز به کار زندگی آغاز شد و افراد برای وجود افراد شروع به ایجاد چیزهایی برای سهولت زندگی کردند. اولاً ، ما غذایی برای خوردن ، سرپناه برای زندگی و غیره پیدا کرده ایم و ما به عنوان انسان پیشرفت زیادی کرده ایم و ادامه خواهیم داد.
در حال حاضر این چرخها نیستند که ما می سازیم بلکه آنها را دیجیتالی می کنیم - دقیقاً این چرخها ، مواد غذایی ، پناهگاه را روی پلت فرم دیجیتال می فروشیم. دیجیتال سازی زندگی را بسیار آسان کرده است ، مانند اینکه می توانیم هر چیزی را در یک جستجوی واحد پیدا کنیم. درست مثل انسانها که دیجیتالی سازی تکامل یافته اند یعنی بازاریابی دیجیتال تکامل یافته است.
امروزه حضور یک سازمان بسیار مهم است حتی اگر آژانس بازار دیجیتال که خدمات بازاریابی دیجیتال را ارائه می دهد باید فعال ، حاضر و در بالای نتیجه جستجو باشد تا انتخاب شود. تا زمانی که انتخاب نشود ، نمی توان استراتژی های جدید ، نوآوری در بازاریابی دیجیتال را به ارمغان آورد.

توضیحات متا چیست
2020 شروع شده است و ماه اول آن ، در حال پایان است و همه شرکت بازاریابی دیجیتال شروع به تدوین استراتژی ها و نوآوری های جدید کرده اند. اما چه نوع تغییری در خدمات بازاریابی دیجیتال ایجاد خواهد شد ، س questionال است؟ بیایید در مورد تغییری که در سال جدید ایجاد می شود بحث کنیم-
پایان به روزرسانی های گوگل - زمانی وجود داشت که هر متخصص سئو باید با Google Updates به روز شود زیرا در مورد نحوه آزمایش محتوا توسط موتور جستجوگر Google به ما می گوید. اگرچه استفاده از آن در آغاز بسیار زیاد بود اما به حداقل رسیده است.
محتوا پادشاه خواهد بود - محتوا قبلاً اولیه در نظر گرفته نمی شد اما اکنون به عنوان پادشاه تبدیل شده است و در آینده نیز تبدیل خواهد شد. Google منحصر به فرد و مرتبط بودن محتوا را پیدا می کند ، که توسط Google برای رتبه بندی آن تجزیه و تحلیل می شود.
نقش اینفلوئنسرها - اکنون نوع جدیدی از بازاریابی دیجیتال داریم که تبلیغ کالاها یا خدمات بر مشتری تأثیر می گذارد. به عنوان مثال - من پیرو وبلاگ نویس Baggit هستم. اگر آنها چیزی را برای استفاده توصیه می کنند ، ما سعی خواهیم کرد یکبار از آن استفاده کنیم.

سئو تکنیکال چیست
از بین بردن بازاریابی از طریق ایمیل و پیام کوتاه - مشتریان قبلی برای خواندن هر ایمیل و هر پیام کوتاه استفاده می کردند اما اکنون این فقط نامه و پیامک شرکت دیگری است. بیایید فقط آن را حذف کنیم. هیچ کس توجه بیشتری به ایمیل و پیام کوتاه ندارد ، مگر اینکه مورد علاقه آنها باشد. بنابراین ، در اینجا خدمات بازاریابی دیجیتال باید مخاطبان را بهتر درک کنند.
یک تغییر مختصر به یک باره قابل قبول است اما تغییرات بزرگ همزمان در مشتری بر مشتری تأثیر می گذارد. بنابراین همیشه پیشنهاد می شود که همراه با نوآوری ها به روز و آنلاین شوید.

تعداد صفحات : 0

درباره ما
موضوعات
لینک دوستان
آمار سایت
  • کل مطالب : 5
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 6
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 8
  • بازدید ماه : 7
  • بازدید سال : 195
  • بازدید کلی : 10540
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی